حاکمیت اسلامی درایران

 

جوهره  وجودي ايده لوژي مرگبار وخونين   بورژوازي اسلا مي

 

 ايران پهناور وسرشار از استعدادها وثروتهاي طبيعي  ومادي تنها كشوري است كه ناآگانه فرهنگ،آداب وسنت خويش را رها كرده وندانسته دنباله روي مذهب وفرهنگ بيگانگان بوده است.هيچ ملتي در جهان يافت نمي شود كه اينگونه خودرا به فرهنگ بيگانه بخشيده است.هيچ مردمي اينگونه ازشعرا واديبان وفريختگان وفرزندان انقلابي خود مانند سعدي وحافظ ، اميركبيرها، جزني ها ومبارزين راه آزادي واستقلال طلبان دست نشسته است.هيچ مردمي درجهان اينگونه درپس فرهنگ خارجي به انقلاب خويش پشت نكرده است.هيچ پدران و مادراني اين گونه فرزندان خودرا بي رحمانه  درپاي  فرهنگ ومذهب بيگانگان قرباني نكرده است.

هيچ ملتي اينگونه درحرف ازيك سو بدنبال آخرت وبهشت موعود وازسوي دگر بدنبال اميال وزندگي ددمنشانه بورژوازي سوق نيافته است. دراين بحث به الطبع منظورمان آندسته از ايراني هايست كه ريشه نسبيت آنان از نسل اعراب ومغلان اززمانهاي دوردرايران مشتق شده است.اما درمقابل فرهنگ وآداب ورسوم پارسيان وآزاديخواهان اين سرزمين سر احترام فروداريم.

به ويژه اينكه با هجوم وحمله اعراب به ايران، فرهنگ وآداب ورسوم پارسيان زير چكمه هاي خارجيان غارتگر رسوب كرده است.گفتني است، بيش از نيمي از مردم ايران،  فرهنگ و زبان فارسي را درياد ندارند. مذهب اسلام و وابستگي هاي فكري و احساس نزديكي به مراجع ديني واعمه اطهار پيكره جامعه پارسيان را سالهاست كه سوزانده است.

ايران شايد تنها كشورجهان است كه اكثر مخالفان ومعترضين حكومت اسلامي ازسرترس ، پيكره بي مقدار رژيم ها را درهردوره اي همراهي كرده اند. درحاليكه اين وضع اخلاقي  و افكار عقب گرايانه  هرگز با قوانين ونظم جوامع امروزي جمع نمي شود، وهرآنچه كه حكومتهاي وابسته وآخرت جويان اهل عصمت و امامت  برپيكر ايران عقب مانده وارد مي سازند، بدون شك تمامي فرهنگ ورفتارهاي غيراجتماعي وغيرانساني گروههاي وابسته به رژيمهاي ديكتاتوري را به نوعي در فرهنگ و مناسبات سرمايه داري وجامعه آغشته به مضامين اسلامي توجيه مي كند. جالب توجه اينجاست ، با آن كه بورژوازي و خرده بورژوازي وابسته به آيات شيطاني (منظور بورژوازي اسلامي و نوكران دست به سينه آنان يعني خرده مذهبي يون) و دنباله رو هاي متعصب و مزدور رژيم بخوبي دريافتند كه دنيا طلبي و آخرت جويي با يكديگر جمع و پاداش نمي شود،اما درپس مناسبات حاكم بورژوازي وزندگي دلال گونه خود،آخرت جويي را در پاي دنيا طلبي وشهوت دنيوي قرباني كرده وهمه چيزرا تحت اسلام خميني ودارودسته ولايت خواهان بي وطن به آتش و نابودي مي كشند.

 به بيان ديگر هرآنچه كه روابط روبنايي وفرهنگي درعرصه مناسبات اجتماعي وروابط متقابل انسانها با يكديگرخلق مي كند، متاثر ازمناسبات توليدي حاكم كه همانا شيوه توليد سرمايه داري در ايران است. با تجزيه و تحليل وجودي طبقه سرمايه داران واعمال وابسته مذهبي به آنان و بسط ايده لوژي سرمايه داري كه همانا بورژوازي اسلامي است، مي توان دريافت، تمامي آنچه كه طبقه بورژوازي خميني درپس وابستگي هاي اقتصادي وفرهنگي خويش به امپرياليست ها دركليه سطوح جامعه ايران اعمال نموده است، بطورفزاينده اي جو هره وجودي ايده لوژي مرگبار وخونين طبقه حاكم درجامعه را  توجيه مي كند.

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

Home German Farsi