سخنی با ولی فقیه

 

 

ما  با قلم به مصاف  شمشیرشما برخاستیم

 

حدود سال 1356 بود که ازدرون ایران  به کنفدراسیون جهانی دانشجویان خبر رسید که جلادان وشکنجه گران شاه منفور تعدادی اززندانیان سیاسی را به چوبه دار آویخته اند. در ادامه خبر آمده بود که شکنجه گران ساواک حتی ناخن های آیت الله سعیدی را کشیده وعباس شیعبانی را آزار دادند  .آن وقت شما این عالم ربانی نا آشنا درزندان شاه بودید وما در جنبش دانشجویی خارج از کشور برعلیه حکومت شاه مبارزه می کردیم.غافل از این که شما به وقت خویش ما را در همان زندانها شاه به بند  خواهید کشید. ما در آن زمان به عنوان یگانه جنبش دانشجویی مستقل خارج از کشور از همه زندانیان سیاسی داخل کشور اعم از چریک فدایی تا مجاهدین خلق وعناصر مذهبی  مخالف با شاه همچون آیت الله سعیدی- آیت الله منتظری وشما  دفاع می کردیم. همان طوریکه امروزه  بدون هیچ قید وشرطی از مخالفان  سیاسی  دربند زندانهای شما دفاع خواهیم کرد. شما خوب به یاد دارید که رژيم شاه با مخالفانش چه کرد.شما خوب می دانید که رژيم به دندان مسلح شاه چگونه هر صدای حق طلبی مردم ایران را با سرنیزه رضا شاهی جواب می گفت وهر صدای اعتراضی را با برچسب بیگانه پرستی  وکمونیست  به مجازات اعدام محکوم می کرد. به طوریکه در بین سالهای 50 تا  57 بیش از صدها مبارز انقلابی همچون  جزنی ها - احمدزاده ورضایی ها توسط دژخیمان رژيم اعدام شدند واما شما واکثریارانتان  از این اعدامها وخشم شاه درامان ماندید. تا به آن روزیکه در 22 بهمن  57 به کمک مردم ایران اززندان شاه رهایی یافته وبه همراه  آیت الله خمینی بر مصدر حکومت  الله سردادید.  شما حتما آن زمانها را  به یاد دارید که  هرروز وشب صدای شکنجه وآزارانقلابی یون  از درودیوار زندانهای شاه به گوش می رسید و خوب می دانید که این صدا ها به جز صدای کمونیستها  و مجاهدین  خلق صدای دیگری بر احوال آن روز نبود. آری شما خوب بیاد دارید که درهردم  صبگاهی چندین فرزند  انقلابی این کشورهمچون گلسرخی ها به چوبه دار سپرده می شدند. حال که از بر این خلق ستم دیده آزاد شدید وبرمصدر حکومت الله لم دادید  آیا هیچ به دوران اسیری خود در زندانهای شاه  وآن رفتار ظالمانه دژخیمان اوفکر کرده اید. آیا می توانید در ضمیر خدایی خویش درد و رنجی را که امروزه شما بر پیکرناتوان  دانشویان دانشگاهها در زندانهای قرون وسطایی خود روا می دارید در تجسم بینید. آیا به حال وروز داغ دار آن مادر پیری که شما تنها فرزندش را تحت ضد انقلاب  ومنحط واز خدا بی خبربه بند کشیده اید فکرکرده اید. به یقین حال جواب مثبت بر لب دارید که این گونه مصرانه بر مصدر حکومت  باقی ماندید. ما در این جا با مطرح کردن  این بحث  هیچ قصد وغرضی برای  بدست گرفتن کرسی قدرت شما در اندیشه نداریم.زیرا معتقدیم این جایگاه  حکومت شما به قدری آلوده به خون انسانهاست که هیچ حاکمی را به این زودیها  جرات نشستن برمصدر آن نیست. حال در جواب خواهید گفت این  کافران از خدا بی خبر از کدام اعدام وشکنجه و مادران داغدار سخن می گویند. من ولی الله ام. من که صبح وشب  ذکر گویان در محراب علی به دعا وسنا با خدای خویش مشغولم. من که شال سبز سیدان  وعمامه سیاه  پیغمبر برسر دارم.این حرفها سخنان ضد انقلاب ودشمنان اسلام است و.....

  در جواب خواهیم گفت مگر شما در سال 1366  همراه و همپیمان حکومت  آیت الله خمینی  نبودید. مگر خوداز نزدیک شاهد  نبودید که چگونه برخی افراد سیاسی دستگیر شده را پس از اظهار پشیمانی در تلویزیون فردای آن روز تیرباران کردند.آری شما فراموش کردید با آنکه  برای برخی ازاین  افراد که درزندان توبه نموده واز مجاهدین خلق جداشده بودند  امان نامه صادر کردید اما آنها را یکشبه ناجوانمردانه تیرباران کرده به طوریکه حال سنگ قبری بر مزار آنها دربهشت زهرا پیدا نیست.آیا شما از کشتار دسته جمعی انقلابیون مبارز وکمونیستها در سال 1367 در زندان اوین نفسی به راحتی  نکشیدید . شما حتی اصول اولیه دینتان را هم فراموش کردید ونمی دانید که مخلق توبه کرده را دیگر گناهی بر گردن نیست ولی درمقابل شما جان آن بنده خدا را هم باطل کردید. این موضوع وصد ها موارد دیگر از نقض حقوق انسانها  لکه ننگی بر پیکر کشوری است که حال شما ادعا دارید صاحبش بقیته الله است وشما پرچمدار این ساعت. خیانتی که شما ملایان در طول زمام داری خویش بر این مردم ستم کشیده رواداشتید شاه بدان رو نکرد. زیرا شاه با تمامی شقاوت وبی رحمی ها  اگر مخالفی از عملکرد خویش در زندان پشیمان می شد و از او امان می خواست شاه به اوامان زندگی می داد.همان طوریکه به برخی از افراد حزب توده همچون نیک خواه ها  شغل ومقام بخشید.حال سوال اینجاست این بود نتیجه آن ذکرروحانی  وراز ونیاز عرفانی که شب هنگام درزندان با خدا داشتید. بحث ما اینجاست - شما  یکی از چند نفراز بازماندگان  اسیر زندانهای شاه هستید که  اکنون  صاحب آن زندانها هستید.از همه دردناک تراینکه سرود  آزادیخواهی وقیام مردم ایران درسال 1357 برعلیه حکومت شاه می توانست اگر شما این انقلاب را به بی راهه نمی بردید دستاورد تاریخی بسیار عظیمی با خود به همراه داشته باشد.در واقع شما اگر مردم ایران را با شعارهای آزادی فریب نمی دادید وخود را با نیرنگ و مصیبت خوانی روز عاشورا سوار بر امواج مردم نمی کردید حال روزگار مردم ایران  این طورتاسفبار  وصحبت از شکنجه وزندان ایران وایرانی درکار نبود.حداقل نتیجه آن انقلاب  خلقی  که می رفت برای اولین بارایران را از قید وستم جباران رهایی  بخشد می توانست قطع دست بیگانگان  از ایران باشد تا وابستگی بیشتر ایران در عرصه های مختلف اقتصادی وفرهنگی. در حالیکه می بینیم با روی کار آمدن  حکومت  شما ملایان کشور ایران روز به روز در چنگال فقر وگرسنگی  خاصه وابستگی به اجانب غوطه می خورد وشما  این امام امت  سکان دار این  ویرانی ها وخرابی ها  هستید. حتما این موضوع را انکار کرده  و در جواب خواهید گفت: در طول حکومت علی وار من   بیش از 65000 هزار طرح عمرانی  که شاه از آن غافل بود ویا بیش از دهها هزار ازکشفیات واختراعات مختلف علمی در ایران به انجام رسیده است . در این رابطه ودر جواب شما باید گفت کافی است پس کمی به کشورهای مجاور ایران نگاه  فرمایید تا ماهیت این طرحهای به اصطلاح عمرانی  وپیشرفت  در زمینه های مختلف شما بیشتر نمود جهانی پیدا کند. با این ادعا ها پس معلوم می گردد که شما این ولی مسلمانان در کشور ایران سیر نمی کنید. گرنه - اگربه صف توزیع نان وگوشت و بنزین  ونسخه بدستان دارو درخیابان ناصرخسرو ودلالان  وفروشندگان کوپن ارزاق عمومی مردم  در میدان امام حسین  وامام خمینی  نظر  فرمایید  به یقین ماهیت این  به اصطلاح ترقی ها واین توفیق ها ی جامعه اسلامی را پس از گذشت سی سال درسرای حکومت خویش درمی یابید. آری  شیشه ی کوکاکولای امریکایی را با آب خرما پرکردن پیشرفت وترقی محض است. ویا با در قابلمه و گلاب قمصر کاشان اتم  واورانیوم ساختن  کشفی فراتر از اینها .حال بگذار که این حرفها ناحقیقت باشد وشمایید که  به  پیشرفت وترقی  دست یافتید وجمهوری اسلامی  ایران قدرتی است فراتر از امریکا.البته لازم نیست که ناراحت باشید. زیرا دربین دیکتاتورها در عوض سر آمد می باشید - همچونکه در شکنجه وزندان بی همتا.

با این توصیف از شما می پرسیم با این همه ثروت وجاه وجلالی که درست دارید باز با این حال از دسترنج ناچیز کارگران ومعلمان می دزدید.علاوه بر این ها آیا تمامی آن دکترک ها و حاج آقا مهندسانی که حال شما  به عنوان متخصص در دور حکومت خویش جمع کردید مسوولین قبلی کاروانهای حج  واسلحه به کمربستگان سپاه پاسداران نیستند. آری همه جا رشوه وتوصیه ملا ها همه جا بی عدالتی واجحاف آقایان. همه جا محرومیت دردمندان. بلی این حکایت ها واقعیت حکومت شما ولی فقیه مسلمانان است . می گویید این حرفها از طرف نامسلمانها وطاغوت است .  گر آری پس لااقل به عملکرد  وماهیت نا عادلانه قوه قضاییه خویش  که در آن یک  بیوه زن تبریزی حتی با 20 شاهد در دادگاه عدالت شما بی حق و حقوق می ماند نگاه کنید.به اعمال ضد انسانی و زورگویانه سپاه پاسداران وبسیج از بدو انقلاب تا کنون نظر فرمایید. رشوه خواری و روابط یکجانبه دوزوکلک دولت اسلامی با مردم  وخاصه جولان آقازاده ها را در عرصه های مختلف اقتصادی وتجاری کشور مرور کنید.بیش از نیمی از مردم ایران معتاد به افیون های چند رنگند. مشروب خواری وفحشا در اقصا نقاط این کشور اسلامی غوغا می کند. بازهم  می گویید  این حرفها از طرف بی دین هاست. اگر این ها حقیقت نیست پس لااحداقل به اطلاعات و مطالب مندرج در روزنامه های وفادار به رژيم خویش همچون روزنامه همشهری وغیره روجوع فرمایید. بی شک به افتخار ونسیبی  که  در این  رابطه   برای عبور از سرات مستقیم  توشه راه خویش  کردید واقف خواهید شد. حال تعجب این جاست که با این همه  روزنامه نگار- دانشجو و معلم  ضد اسلامی درکشور ومخالفین سیاسی در خارج چگونه باز شما سوار برحکومت  الله اید. همه مخالف. همه منافق. همه ضد انقلاب وکافر اما با این حال چگونه است که شما همچون کوهی بر کرسی قدرت  ولایت فقیه  پابرجایید. احسن براین همه  اراده  وبردباری  -اما چه کنم که شما حتی از اعتصاب  چند کارگر ودانشجو هم درحکومت خویش هراس دارید. اگرهر آنچه که می گویید  ناحقیقت باشد اما این که  کرارا در سخنان خود می گویید امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند بس حقیقت محض است. زیرا امریکا  اگر غلط کند و شمارا از سرحکومت در ایران بردارد به یقین نوکری بهتری از شما در این جهان نمی یابد. همان طویکه حال به چشم خود می بینید که در این راه هنوز  شاهزاده پهلوی ها  بیکارند وشما  با سرنیزه سواربر حکومت جندالله  پا برجا.

جدا از تمامی این نابسامانی ها از شما  ولی مسلمین جهان  می پرسیم شما که خود مدتی در زندان شاه اسیر بودید  حال چگونه با شمشیر دل به زندانی شدن جوانان این مرزوبوم  داده وصد ها کارگر ودانشجوی را درهمان زندانهای تاریک شاه در بند خود اسیردارید. آری  در این سرزمین اسلامی  که حال شما ولی آن هستید سالهاست که با نام خدا سر از تن جدا کرده و مثل آب خوردن حق را باطل  می کنند.حال اگر ادعا دارید  که این حرفها همه گذافه گویی ایست  شک روا نیست که شما درمقابل خدای خویش هم  شرمسارید.

 این  سوال را باید شما  این  عارف ربانی  ومعتقد به ساعت بقیته الله به مردم ستم کشیده ایران پاسخ گوید. زندان و شکنجه وخفه کردن ندای آزادیخواهی جوانان ایران ازوظایف حکومت اسلامیست. سرکوب  مخالفان  وطاغوتی ومزدور خواندن کارگر - معلم ودانشحو کم بضاعت روستا ها وچوب وچوماغ بر سر کارگران ناتوان ایران کوبیدن جاه ومنزلت الهی است . آیا تبدیل دانشکاهها   ومراکز علمی کشور به صحرای کربلا .ایزوله و خارج کردن ایران از عرصه علم و دانش درجهان پناه دادن  وامتیاز دادن به سرمایه داران عراقی وبیروتی همکیش خویش که در حال حاضر بیش ازنیمی از قدرت اقتصادی ایران  در اختیار آنانست ویا خالی کردن کشور از متخصص  واستاد  سرافرازی هرایرانیست . تعجب اینجاست -  شما این ولی مسلمانان  جهان که هر شب  در محراب علی اشگ  بر سجاده نماز دارید  حتی به اندازه ته سوزنی ازجد خود علی مومنان که برفرق سرش شمشیر کوبیدند معرفت وانسانیت به ارث نبرده اید که آنرا آویزه گوش خود کنید.چرا-  زیرا علی به هنگام مرگش به فرزندان خود حسن وحسین وصعیت کرد که یک ضربه بر سر قاتل او یعنی ابن ملجم وارد آورند ونه بیشتر. حال آنکه شما در مقابل آب دهانی که آن دانشجوی شکنجه شده زندانی بر صورت پاسدار اوین می اندازد  مجازت اعدام تعیین  کردید.آیا شما آن علی مومنان نیستید که به همراه حجت السلام رفسنجانی حکم قتل مخالفانتان را در خارج از کشورصادر کردید. به طوریکه امروزه پلیس بین الملل برعلیه شما حکم بازداشت در دست دارد.حال  می گویید این حرفها از طرف نامسلمانهاست. شک نیست شما اگر به جای جورج بوش بودید به عقین آن خبرنکار عراقی را که چندی پیش به هنگام مصاحبه مطبوعاتی بسمت وی کفش پرتاب کرد تاکنون به چوبه دار آویخته بودید. ویامسوولین روزنامه ای که کاریکاتور  مرتبط به اوباما ریس جمهور وقت امریکا را درهفته قبل چاپ کرده بود با  یک فرمان روانه  صندلی الکتریکی کرده بودید.  زیرا به  قرارشما اسلام  ویا به عبارت دیگر رهبریت امت  با پرتاب یک لنگه کفش ویا ترسیم یک کاریکاتور هم در خطرمی افتد. چه رسد اجازه دهید که یک گروه سیاسی مخالف باشما یا لااقل کارگران شرکت واحد در دانشگاه تهران میتینگ  احقاق حق بر پا کنند. می گویید نه  - پس چگونه است که شما مارا اکنون به خاطر این چند قطره مرکب دواتی که در این  حکایت ها صرف کردیم به  تعقیب واعدام محکوم کردید. با خروش وفریاد می گویید  این حرفها  همه  توهمت وناحق است. پس بدان ای عالم  ربانی که جزای این به اصطلاح تومت ها  آخرالامر صد و پنجاه دلار امریکاست  - نه شکنجه واعدام .حال اگر در گفتار خود صادق هستید پس دانشجویان - معلمان  وکارگرانی راکه فقط در کلام وصحبت اعاده حق وحقوق  کردند اززندانهای قرون وسطایی خویش آزاد فرمایید.تایک بار  ثابت کرده باشید که این حرفها در باره حکومت اسلامی  واینکه مرغ شما فقط یک پا دارد بی پایه واساس است وشما قلبا به  خلق الناس خلوص نیت دارید .

در واقع  شما همانند آن سرباز   گارد محافظ سلطنتی  قصرانگلیس هستید که نمی داند یا نمی خواهد بداند که سرنیزه کشیدن بر اشخاص  تا زمانیکه  جان ملکه انگلستان مستقیما در خطر نیست  مجاز نمی باشد .علاوه بر این ها اعلان شعار سرنگونی  این حکومت  وآن دولت  ویا بیان نقطه نظریات سیاسی واقتصادی  توسط افراد وگروههای سیاسی مخالف به هیچ عنوان مجوزی برای زندانی کردن وبه بند کشیدن جان آنان نیست. هیچ انسان خالصی در هیچ شرایطی حق اذیت وآزار  وکشتن همنوع خودرا ندارد.حتی اجرای قانون اعدام در هر کشوری  که باشد نشانگر توحش درآنجاست. آزادی عقاید وابراز نظرسیاسی امروزه در اکثر جوامع متمدن جهان امری مرسوم است ورنه در این کشورها می بایست روزانه  صد ها هزار سراز گردن زد. درجهان امروز دیگر کسی را به خاطر نظرات  ومذهب اش زندانی و به بند نمی کشند. دیگر دوره این جهالت ها  ووحشیگری ها گذشته است . به طوریکه حتی این اقدام وحشیانه را رهبران  کلیساها در اروپا وامریکا سالهاست  به کناری نهاده اند.مردم را با مارک این ره وآن کیش محکوم به مجازات مرگ کردن رذالت پستی میخواهد که اکثر انسانهای ساکن این کره خاکی ( به جز آندسته از انسان نماهای خونخوار ) قادر به انجام آن نیستند .این موضوع به خصوص محکوم نمودن افکار ضد خویش  ویا کنترل  ومحدود نمودن آزادی بیان  واینکه خلاصه شمایید  که ولی وقیم مردم هستید  دیگر کارساز نیست.هرچند که شما بیش از سی سال است که به چنین کارهایی خوی کردید.اما جا دارد که بدانید ادامه این اعمال  دیگر  افاقه به  جاه ومنزلت اللهی   نمی کند. این مردم  دیگر تحمل این همه شقاوت ها را ندارد ودیروزود بار دیگر شعار آزادی ورهایی سر خواهند داد. این بار بترسید از آن روزی که خودرا  در زندان خلق گرفتار بینید.چون این مردم همچون شاه بر شما ترحم نخواهند کرد. شاید گمان برید که لویی چاردهم هستید تا اموال دزدیده شده از مردم را روزی دوباره به آنها برگردانید. از این اعمال ضد انسانی دست بردارید وبیش از این دانشجو وکارگران فقیررا به خاطر ابراز عقیده زندانی نکنید. جهان امروز نیازمند صلح وبرادری است . فقر وگرسنگی - بیماری وبیکاری افریقا وآسیا را دربرگرفته است.مردم ایران وجهان از پس جنگهای امپریالیستها در منطقه  بخصوص از تهدید های شما برای دستیابی به سلاحهای اتمی  وماندن برکرسی قدرت در ایران  سالهاست که  نفسی به راحتی نمی کشند.

گفتنی استکه شما به عنوان ولی فقیه حتی وظایف دینی خود را هم فراموش کردید. این شمایید که تا  سر به منزل مقصود امامت دادید  بی گمان پشت بر خلق خدا کردید.آیا می دانید که جان از تن  مخلوق  خدا گرفتن کار ومعیشت آن الله است نه وظیفه وماموریت یک بنده لامقدار.حال با این  شمشیر دوسر  که به جان مردم افتادید شک نفرما که اگر خدایی هم در این سرای باقی وجود می داشت به عقین از بر این شفاوت ها  انگشت حیرت بر دهان می داشت .  وحال قصه آن قومی که می خواست برای دین عیسی دریای خون براه اندازد بماند در اذهان که به یقین شما خود بتهایی روی آن قوم سبک سر را هم سفید کرید.هرچند در اسلام سوال از ولی فقیه جایز نیست.اما با این توصیف بازاز شما می پرسیم.آیا  شما تنها فرد زندان کشیده  درجهان نیستید که آخر المراین چنین شاه شد.آیا شما به این خاطر در زندان شاه بودید که به وقت خویش صاحب آن زندانها باشید ومردم بی گناه ایران را اینگونه در بند گیرید. گرنه زندانها ایران را برسر بانیان آن  که خود صاحب آن هستید خراب کرده( البته نه همچون سال1367  که بیش از 2500  فرزند انقلابی  را یکجا برزیرصد ها خروار خاک  کردید)  وثابت کنید که بی جهت در آن زندانهای شاه  اسیر بودید. هرچند خیانتی را که شما روحانی یون ودلسپردگان به جاه ومقام دنیوی  پس از آزادی از زندان به ملت ایران رواداشتید شاهان ستمگر در داوارمختلف بر سرزمین ایران روا نکرد. با تمام این اوصاف  با آن  که شما  کمر به قتل ما لامذهبان بستید باز با این حال ما همچون آن روزها  با جان ودل  از هر زندانی سیاسی در حکومت شما دفاع خواهیم کرد. درحالیکه  شما خود  مستحق  این زندانید. به یقین حال به زبان  خویش   در جواب خواهید  گفت: آری  ای لامذهب - من از اولیای فقیه  وسردار سپاه ثارالله ام که بین امت ام هزران فرسنگ فاصله  ومخالفت می بینم. مجبور به اینم که با زوروقدرت- طناب دار  بر گردن مردم اندازم.

 

 

 

بهرام که گور می گرفتی همه را               دیدی چگونه گور بهرام گرفت

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

Home German Farsi