مارکس در باره "انقلاب خلقي"

 

 

شك نيست که ماركس همواره وقتي از "انقلاب خلقي" سخن مي گفت خصوصيات خرده بورژوازي وسايرويژگيهاي طبقات اجتماعي را درفراسوي جامعه بورژوازي درنظر مي داشت. بنابراين يكي ازخصوصيات بارز ماركس اين بود كه وي بدون اين كه خودرا تسليم تخيلات جامعه بورژوازي سازد، منتظرآن بود كه تجربه جنبش توده ها واتحاد واقعي خلق ستمكش به اين اتحاد وانسجام طبقاتي كاملآ ازنقطه نظرتاريخي جواب مثبت دهد.ازاين جهت بي دليل نبود كه  ماركس  درمانيفست كمونيست كه هم اكنون حدود بيش از یکصد سال از تدوين آن گذشته است، حتی راجع به تجربه كمون پاریس به عنوان اولین تجربه حکومت کارگری تجديد نظر علمي وتاريخي مي كند ومتشكل شدن پرولتاريا را بصورت طبقه حاكمه براي  بكف آوردن دموكراسي  يك شرط مقدماتي انقلاب مي داند. با این توضیح کوتاه آنچه مسلم است  این  که  مارکس در مجموع اعتقادی به "انقلاب خلقي"  نداشت .

حتی وی در ابتدا  کارگران پاریس را از برچیدن شتاب زده دولت منع می کرد ومعتقد بود که طبقه کارگر فرانسه  دولت را برای مبارزه اساسی پرولتاریا با بورژواری  نیاز دارد ودر این رابطه کرارا تاکید می داشت که طبقه کارگرباید اززیر اساس کمر دولت بورژوازی را خرد کند وتنها تسخیر موضعی قدرت  برای پرولتاریا کافی نیست.اما وقتی شرایط مادی وعینی انقلاب به این مهم جواب مثبت داد ونتایج مبارزات  کارگران پاریس از نقطه نظر تاریخی به  درجه ی  از رشد خود رسید ، مارکس از این همه لیاقت  وشجاعت کارگران پاریس و آرمان گرایی انقلابی آنان به وجد آمد.

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Home German Farsi