" خدايان در اثر ترس بوجود آمده اند"

 

مذهب ترياک خلق

 

این انسان است که برای خود خدا می سازد

 

 امروزه جاي شك وترديد بيشتر باقي  نمانده است كه دين و مذهب وادعاي حاكميت خدايان برعرصه گيتي ديگرافاقه به جاه و جلال بندگان نمي كند. مذهب و پرستش ناشناخته هاي تاريك و ظلماتي آسمانها، انسان را ازواقعيت فقروبدبختي برروي زمين دورمي كند. مذهب چشمان انسان راازبرون برواقعيت ها مي بندد وازدرون به عمق ناحقيقت هاباز مي كند.

 

  از دیدگاه مارکس: مارکسيزم، تمام اديان و کليساها و تمام تشکيلات مذهبی را همواره به عنوان ارگانهای ارتجاع بورژوازی که می خواهند از استثمار دفاع کرده و طبقه کارگر را تحقير و منحرف نمايند تلقی می کند. و انگلس مدبرانه  از حزب کارگر می خواهد تا  با شکيبا ئی به  روشنگری پرولتاريا بپردازند و معتقد است که اين امرلاجرم منجر به از بين رفتن دين خواهد شد.

  لنین می گوید : فقط مبارزه طبقاتی تودههای کارگر که وسيع ترين اقشار پرولتاريا را به طور همه جانبه ای به پراتيک انقلابی و آگاهانه اجتماعی می کشاند  قادر خواهد بود که تودههای تحت ستم را واقعا از يوغ مذهب نجات دهد. وی در ادامه می افزاید :

امروز عميق ترين ريشه های مذهب در ستم اجتماعی بر تودههای زحمتکش و ناتوانی آنها دربرابر نيروهای لجام گسيخته سرمايه نهفته است 

مبارزه عليه مذهب را نبايد به تبليغات انتزاعی ايده ئولوژيک محدود نمود و منحصر ساخت بلکه بايد با به پراتيک مشخص جنبش طبقا تی

 ايکه هدف آن از بين بردن ريشه های مذهب می باشد، ربط داد.

 يک مارکسيست بايد ماترياليست يعنی دشمن مذهب باشد  اما يک ماترياليست ديا لکتيک، مبارزه عليه مذهب را انتزاعی و بر اساس يک تبيلغ آبستره و صرفا تئوريکی که همواره يکسان باشد انجام نمی دهد - بلکه آنرا بطور مشخص بر پايه مبارزه طبقاتی وهمانگونه که در عالم واقعيت صورت می گيرد و توده ها را بيشتر و بهتر تعليم می دهند  به انجام می رساند. يک مارکسيست بايد بتواند تمام يک موقعيت مشخص را در نظر بگيرد و همواره مرز آنارشيسم و اپورتونيزم را بشناسد ( اين مرز، نسبی، متحرک و تغيير پذير است).

 

مذهب اندیشه عمومی جهان وارانه است وخالق خود بسی  افسانه است

 

 

 

 

Home German Farsi